محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

265

مجمع الانساب ( فارسى )

پس چون آوازهء جلوس احمد در عالم مستفيض گشت ارغون خان حرب او را متشمر شد و با لشكرى تمام متوجه گشت احمد نيز از اردوى اعظم نهضت كرد چنان كه بين العسكرين مسافتى بس نماند . يزك « 5 » به هم رسيدند و يك دو روز دست مقابلت قائم بود . ارغون خان قلعه‌اى را حصار گرفت جمعى صلحا در ميان آمدند و اصلاح ذات البين را برايستادند به عاقبت احمد راضى گشت بر آنكه مملكت خراسان بر قرار ارغون را باشد جمعى تقرير كردند كه تا ارغون باشد مملكت بر تو قرار نگيرد و كار بدان انجاميد كه ارغون را در قيد سلاسل پيش احمد آوردند . چون روى او بديد رحم و شفقت عمويت در كار آمد و او را عفو كرد و از بند خلاصى داد و نواخت و بسيار ارزانى داشت . دو سه روز با هم بودند پس احمد عازم قشلاق گشت و فرمود كه ارغون در عقب من بيايد . چون جملهء امرا از سياست و بأس ارغون مستشعر بودند لاسيما كه نيك متمكن بود بعد از رحلت احمد با وى اتفاق كردند و خانيت بر وى مسلم داشتند و آوازه درافكندند كه ارغون خان وارث تخت است و به پادشاهى نشست . لشكر اطراف و امراى جهان روى به خدمت او نهادند . پس چون احمد خان از جلوس ارغون و غدر امرا آگاهى يافت به تعجيل كوچ كرد به جانب آذربادگان و اميرانى كه در آذربادگان بودند او را پيش آمدند و بگرفتند و محبوس داشتند تا ارغون خان - آن شير بيشهء سلطنت - برسيد و او را از دست برگرفت در سنهء احدى و ثمانين و ست مائه . مدت ملك احمد يك سال و نيم . و اللّه اعلم . پادشاه با هيبت ارغون خان بن اباقا خان ارغون خان پادشاهى بود كه دو عادت كه جبلى اولاد چنگيز خان است بر وى غالب بودى : يكى سياست و يكى سخاوت . و مردى مهيب نامدار شجاع بود . و در فروسيت مثل به دو زنند . و پدرش او را وليعهد گردانيده بود . و در سنهء اثنى و ثمانين و ست مائه بر سرير سلطنت قرار گرفت و كارها را ضبطى تمام داد و قوريلتاى بداشت . بعضى از امرا كه از ايشان بوى يكدلى نمىآمد همه را نيست گردانيد و بعضى را به اعلى درجه رسانيد . و اميربوقا را كه در سلطنت او سعى نموده بود زمام

--> ( 5 ) . يزك ( به فتح اول و دوم ) به معنى جلودار و پيشقراول و طلايه است .